اقتدار گرایی ایرانی در عهد قاجار؛دکتر محمود سریع القلم

 کتاب «اقتدار گرایی ایرانی در عهد قاجار»  به نگارش دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، به بررسی مبانی ساختاری، رفتاری و مدیریتی نظام اقتدارگرا در عصر قاجار (۱۱۹۳ـ۱۳۴۴ هجری قمری) پرداخته است. در این بررسی نحوه ظهور قاجاریه شرح داده شده و به مشکلات سیستم‌سازی در ایران در دوره پادشاهی قاجار (آقامحمدخان، فتحعلی‌شاه، محمدشاه، ناصرالدین‌شاه) توجه شده است.
در کتاب «اقتدار گرایی ایرانی در عهد قاجار» به رفتار ایرانیان در عهد قاجار در چارچوب عنوان‌هایی چون ضعف در ایجاد حفظ روابط پایدار، تمایل در بر هم زدن توافق‌ها، عصبانی شدن سریع، ناسازگاری در کار تشکیلاتی مطرح و درباره تأثیر این رفتارها در منظومه اقتدارگرایی عهد قاجار ایرانی اشاره کرده و در یک بررسی تطبیقی مفهوم کانونی که در چهار قرن اخیر برای خروج از اقتدارگرایی مطرح شده است، در میان کشورهایی چون ژاپن، چین، آمریکای لاتین و ایران مورد مقایسه قرار گرفته است.
این کتاب در پنج فصل تدوین شده است. در پیش‌گفتار نویسنده اصلاح فکر را مقدمه اصلاح هر نوع نارسایی دانسته و پدیده اقتدارگرایی را در ایران نه تنها دولتی، بلکه در ناخودآگاه فرهنگ عمومی نیز جاری و فعال می‌داند و برخلاف مبانی نظری ارایه شده توسط برخی نویسندگان ایرانی که توسعه سیاسی را شرط خروج از اقتدارگرایی دانسته‌اند، او عقیده دارد مادامی که مردم به لحاظ معیشتی گرفتار حقوق دولت‌اند، فرصت فکر کردن مستقل و تغییر مستقل را پیدا نخواهند کرد.
فصل نخست کتاب «مقدمه نظری: مبانی ساختاری، رفتاری و مدیریتی نظام‌ اقتداگرا» نام دارد و سریع‌القلم مباحث تحقیق را بر دو محور استوار می‌داند، نخست این که نظام اقتدارگرایی حاکم بر ایران در دوره قاجار چه خصوصیاتی داشته و چگونه تداوم پیدا کرده و دوم، به چه علت اهتمام‌هایی که برای تغییر اقتدارگرایی به کار گرفته شد، عموما ناموفق بوده‌اند؟
وی همچنین از ویژگی‌های ناخودآگاه فرهنگ اقتدارگرایانه نیز سخن می‌گوید که قرن‌ها در باطن فرهنگی و رفتاری ملت نهادینه شده است. قدرت‌خواهی و زیاده‌روی در قدرت‌خواهیِ افراد، تنها با تدوین یک نظام حقوقی و ایجاد منافع برابر و متضاد در برابر قدرت‌خواهی به دست می‌آید. رمز تداوم اقتدارگرایی در ایران، بنیان‌های ضعیف ایرانیان در کارِ گروهی و تشکل‌ و چانه‌زنی است.
نظریه‌پردازی‌های «قدرت» در علم سیاست به «خوب بودن» آدم‌ها و سیاستمداران اعتقاد دارد ولی به «خوب ماندن» آن‌ها اعتماد ندارد. چاره تنها قرار دادن نظام سیاسی و قدرت در یک چارچوب حقوقی است. در بی‌قاعدگی رفتاری، پیش‌بینی رفتار نه تنها دشوار بلکه امکان‌ناپذیر می‌شود. در این فضا، وقایع تصادفی، جایگزین فکر و بحث و تصمیم‌گیری مبتنی بر شناخت و شایسته‌سالاری است. در این فصل با نظام اقتدارگرایی و پی‌آمدهای اجتماعی، اندیشه و نقد آن و همچنین رقابت و زمان و جایگاه تملق و بی‌اخلاقی در این نظام هم مواجه‌ایم.
فصل دوم انحطاط صفویه، سقوط زندیه و ظهور قاجاریه نام دارد و در این فصل به وضوح حاکمیت رفتارهای فی‌البداهه، مزاجی و خودخواهی سیاستمداران و زمامداران را مشاهده می‌کنیم که ریشه بسیاری از اعمال آن‌ها، در کینه‌ توزی و انتقام بوده است. پس می‌توان میان اقتدارگرایی از یک طرف و آفات گسترده رفتار اجتماعی و فرهنگی در میان ایرانیان از جمله تملق، چند شخصیتی، دروغ، عصبانیت، بی‌اخلاقی، حذف رقبا، نابودی منتقد، فقدان رقابت منطقی، سلیقه‌گرایی و … تقارن برقرار کرد.
فصل سوم به تداوم نظام اقتدارگرایانه در عصر قاجار می‌پردازد. این فصل با مقدمه‌ای نظری بر مشکلات سیستم‌سازی در ایران که منجر به عقب‌ماندگی‌های فراوان شد، به خلاصه‌ای از حضور شاهان قاجار، آقا محمدخان، فتحعلی‌شاه، محمدعلی شاه، ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه پرداخته و سپس در قسمتی به تضادهای فلسفی و فکری در ایران اشاره کرده و مطالب را با حضور محمدعلی شاه و احمدشاه خاتمه داده است.
خروج از اقتدارگرایی: یک بررسی مقایسه‌ای عنوان فصل چهارم است. سریع‌القلم معتقد است که در هیچ کشوری خروج از اقتدارگرایی با یک یا چند واقعه صورت نپذیرفته بلکه این امر به صورت یک جریان و فرآیند بوده است. نویسنده این فصل را پیرامون مفهوم کانونی «حق انتخاب در قالب یک ساختار» که در چهار قرن اخیر برای خروج از اقتدارگرایی مطرح شده، ارایه کرده است. سپس در نتایج به نحوه دسترسی به امکانات بشر و ابداع «سیستم بازار» اشاره و بقای انسان را در حیطه کار و ابداع و تلاش فردی و جمعی و مستقل تفسیر کرده و بر این اساس به نظریات اقتصادی حاکم بر جهان پرداخته است.
در نتیجه، «زمان» و «نحوه شکل‌گیری» و «درجه استقلال» بخش تجاری، خصوصی و اقتصادی از دولت، را عاملی تعیین‌کننده در خروج تدریجی از اقتدارگرایی دانسته است. با این وجود در عمل در تصمیم‌گیری‌ها و توازن نیروهای سیاسی، برتری کمی و کیفی مردم سالاران نسبت به اقتدارگرایان را هم برای خروج از استبداد ضروری دانسته است.
فصل پنجم به نتیجه‌گیری کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» اختصاص دارد. در این فصل نویسنده ساختاری از متغیرهای دخیل در عقب‌ماندگی و اقتدارگرایی عصر قاجار را ارایه می‌دهد و ضمن مطرح ساختن مشکلات ساختاری، راه‌حل‌ها را نیز به طور غیر مستقیم بیان می‌کند.
این فصل ۴۴ نمونه از صفات و ویژگی‌های رفتاری و معاشرتی ایرانیان عهد قاجار را در فهرستی ارایه می‌کند و معتقد است که این خصلت‌ها هم در سطح جامعه و هم در سطح حاکمان و روشنفکران رواج داشته است، چنانچه در نظام سیاسی و فرهنگی دوره پهلوی نیز نمود یافته بود.
چاپ نخست کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» را نشر و پژوهش «فروزان روز» در ۲۲۵ صفحه با شمارگان ۳۳۰۰ نسخه منتشر و در دسترس تاریخ‌پژوهان قرار داده است.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *