هرکجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید

در افغانستان امروز تغییراتی در جریان است که در اخبار سیاسی که از طریق رسانه ها بازگو می شود، دیده نمی شود. این رویدادها را تنها در درون جامعه افغانی و در درون زندگی مردم می توان لمس کرد. زندگی امروز این مردم و تجارب زیسته آنها در چهار دهه اخیر، برای مردم دنیا و به خصوص برای کشورهای اسلامی حاوی درسهای بزرگی است که همه بدان نیاز دارند. حکایت مردم افغانستان در دهه‌های اخیر، حکایت بروز قهر و خشونت و تفرقه تا نهایت، و بازگشت دوباره به خویش و آگاهی به خطرات خطیرترین پدیده های انسانی است. جامعه افغانی در حالی پدیده خشونت و دیگرستیزی را تجربه کرد که هنوز دامنه خشونت به همه کشورهای خاورمیانه و اروپا و آمریکا کشیده نشده بود. اما امروز با افغانستانی روبرو هستیم که در حال بازگشت به شرایط اعتدال و دیگرپذیری است، در حالیکه در برخی از دیگر کشورها تنور خشونت و دیگرستیزی تازه در حال گرم شدن است.

به اتفاق تعدادی از همکارانِ دانشگاهی، به منظور بازدید از برخی از مراکز دانشگاهی و علمیِ کابل چند روز را در این شهر گذراندیم و در مدت سفر با چهره دیگری از کابل آشنا شدیم. در روزهای اقامت در کابل شاهد رشد و بسط اندیشه و منشها و رفتارهایی بودیم که امیدی جدید در دلها زنده می کند. مردم کابل در دهه اخیر، در حدی فراتر از مردمِ دیگر کشورهای منطقه، به مرحله بردباری در مقابل دیگریِ ستیزه‌جو رسیده اند. این مردم نتایج قهر و ستیز با یکدیگر و خودمطلق‌انگاری را با تمام وجود تجربه

کرده اند، و به شیوه های کند کردن تیغهای خشونت و درشتی در مقابل یکدیگر می اندیشند. مردم امروز کابل بیش از مردم بسیاری از پایتختهای کشورهای اسلامی اهل مدارا و مهرند. آنها رفتار قهرآمیز با یکدیگر را تجربه کرده اند و با درک محدودیتهای خود، دریافته اند که باید حضور “دیگری”، هرچند “دیگریِ بسیار متفاوت”را پذیرفت.

شاید این همه تجربه، ناشی از قرار گرفتن در موقعیتهای مرزی مانند مرگ و ستیز و رنج باشد. اما این امور تنها علتِ دستاوردهای اخیر نیست. سوابق تاریخی و فرهنگی این قوم نقشی اساسی در پیدایش این شرایط دارد. مردم امروز افغانستان، در حالی که بنا به استانداردهای شناخته شده برای زندگی، هیچ ندارند، اما ملتی هستند که شرایط اولیه برای تجدیدحیات و تنظیم مناسبات خردمندانه را مهیّا ساخته اند. مردم کابل به عقلانیتی جدید برای تداوم حیات خود رسیده اند. این مردم قدرشناسِ همین اندکند و در حال تجربه دیگر لوازمِ زیستن در دنیای پیچیده امروزند. این درک بیش از همه دراین جریان نمودار می شود که در ده سال اخیر دانشگاههای دولتی با نشاطی دوباره به شدت رشد کرده‌اند و عقلای این قوم سعی کرده اند دانشگاههای خصوصی را دایر کنند و در حال کیفیت دادن به آنها هستند. امروز دانشگاههای افغانستان با جمعیت دانشجوی نزدیک به چهارصد هزار نفر مهمترین مایه امید این جامعه است. در این دانشگاهها علیرغم کم درآمد بودن مردم و نابسامانیهای بسیار، همه جا علایم نشاط و طلب و امید دیده می شود. دانشجویان سرزنده دانشگاهها قصد دانستن و ساختن دارند. جوانان دیگر اهل جنگ نیستند. می‌خواهند نه “در جنگ” که “برجنگ” و خشونت پیروز شوند.

اگر معضل بزرگ و مشترک مردم جهان خشونت و رفع موانعِ رسیدن به صلح است، سرنوشت مردم افغانستان و نحوه فائق آمدن آنها بر مشکلات برای همه مردم جهان، به خصوص برای کشورهای اسلامی درس‌آموز است. امروز در سراسر جهان شاهد رشد و افزایش خشونت هستیم و مواجهه با خشونت در مراتب مختلف آن موضوع مشترک همه مردم جهان خواهد بود. در مسیر رفع این مشکل باید به تجربه همه ملتها در فائق آمدن بر خشونت توجه کرد. تجربه مردم افغانستان نشان می دهد که برای مقابله با خشونت باید ابتدا به صلح با خویشتن رسید. مردم افغانستان، بعد از

دوره ای طولانی و توانفرسا از خشونت، در حال بازپروری خویش و آرام گرفتن و کنار آمدن با خود هستند. باید همه ملتها، به خصوص ملتهایی که در تاریخ خود بیشتر به ستیزه خو کرده‌اند، چنین کوششها و تمرینهایی را آغاز کنند. مردمی که با خویشتن خویش و با خویشهای نزدیک، یعنی هموطنان خود تمرین تسامح و مدارا کنند، از پس مدارای با دیگرانِ دورتر هم خواهند آمد. این مردم در مسیر بازپروری خود به مواریث خود به خصوص عرفان و ادبیات کهن خویش بسیار توجه و اتکاء کرده اند. دوام حیات این مردم و قرار گرفتن دوباره در مسیر رشد، بدون این سابقه شاید ناممکن بود. مردم و نخبگان افغان بخشی از انسانیت معاصرند که توانسته اند، از پسِ ناهنجاریهایی برآیند که مردم دیگر کشورها را هم تهدید می کند. تجربه این بخش از انسان معاصر را باید گرامی داشت.

امروز بازدید کنندگان از کابل، با شگفتی بیش از همه با شعارهای صلح روبرو می شوند؛ شعاری که بر تمام دیوارهای شهر نوشته شده است: “شهر کابل، شهر صلح”. شاید افغانستان هنوز درگیر جنگ داخلی باشد، اما مردم این شهر به خصوص نخبگان و تحصیلکردگان این کشور طالب صلحند. خواست “امنیت وصلح” مهمترین خواست مردم این کشور است. بسیاری از نخبگان این قوم، به استعدادهای فرهنگ خویش برای دیگرستیزی وقوف یافته اند و وارد مرحله بازخوانی تاریخ فرهنگ خویشند. برخی از استادان دانشگاههای این کشور، پروژه هایی برای تدوین الگوهای ایجاد امنیت و تنظیم مناسباتِ متناسب با تاریخ و فرهنگ خویش تعریف کرده اند. این کوششها بسیار پرارجند. این محققان با پدیده هایی برخاسته از فرهنگ و تاریخ خویش روبرو شده‌اند، که سایر همکارانشان در کشورهای دیگر یا فاقد این تجاربند و یا در درجاتی ضعیفتر به اهمیت این موضوعات توجه یافته اند.

از نمودهای رویدادهای بزرگ در هر فرهنگ، شعر و ادبیات است. شعر، رمان و ادبیات امروز افغانستان بیش از دیگر کشورهای مشابه، حاوی تجارب و درسهایی است که مردم امروز جهان بدان نیازمندند. شعر امروز افغانستان، پراندوه و جانگداز، ولی پر از لطف و صفا و انسان‌دوستی است. مضمونِ بیشتر شعرهای افغانستانِ امروز، بازگشت به زندگی و نوعدوستی است. در دانشگاه کابل و دانشگاه گوهرشاد، دو دانشجو این شعر را برای خوشامدگوییِ به گروه ایرانی خواندند:

هرکجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید

حرفِ «تهران»و «دوشنبه»و «سرِپل»بزنید

مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز

با هم آرید و به مخروبه کابل بزنید

نه بگویید به بتهای سیاسی نه، نه

روی گور همه تفرقه‌ها گُل بزنید

تو و او و من و ما راه به جایی نبرد

حرف «تهران»و «دوشنبه»و «سرِپل»بزنید

هنوز نمی توانیم در باره آینده جدال “خشونت”و “صلح”در جهان حکمی صادر کنیم. آنچه مسلم است، با جهانی طالب صلح روبرو هستیم، اما خشونت و افراط در حال رشد و گسترش است. برای رسیدن به صلح و مهر و مدارا باید به سرنوشت و تجارب کشورهایی مانند افغانستان، بیش از گذشته توجه کنیم. این توصیه برای کشورهای اسلامی بیشتر و برای مردم ایران بسیار بیشتر است. مردم ایران هنوز به تصوّر درستی از افغانستان و آنچه در این کشور در حال روی‌دادن است، نرسیده‌اند. اقلیت مظلومِ افغانی در ایران، وضع درونی افغانستان امروز را بازنمایی نمی کند. باید نگاهی دوباره به افغانستان کرد و همدلانه‌تر از گذشته، با مردم این کشور، که پاره‌ای جداشده از ایرانِ فرهنگیِ بزرگ است، به گفتگو نشست. به گفته شاعر معاصر افغانستان، “نجیب بارور”باید پل زدن بر مرزها را بیشتر تمرین کنیم. “هرکجا مرز کشیدند، شما پل بزنید”

 

 

 

منبع: روزنامه اطلاعات



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *